سلام عزیزان می گویند: تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز می کشم ناز یکی تا به همه نازکنم آره دیگه ناز کشی راه و رسمی داره که هر کسی لطف انجامش رو نداره .......
آقای همدانی یه شاعریاشایدم یه فلسفه دان ایرانی یاعرب یاهرچی دیگه که اصلامهم نیست این آقای محترم چیکاره بوده چون امام علی علیه السلام می فرمایند:نبین کی میگه ببین چی میگه.خلاصه اش این آقای همدانی میگه:
روح وعشق هردودریک زمان موجودشدند,
روح راباعشق آمیزشی پدیدآمد
و
عشق رابااوآویزشی.
چون روح به خاصیت درعشق آویخت,
عشق ازلطافت بدوآمیخت.
چون تابش جهان معشوق پدیدآمد,
عشق بااودرگفت وشنودآمد.
؟؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 16:0 توسط امیرحسین
|
۱-امیرحسین : میدونم همه اینو شنیدن ولی دوست دارم براتون بنویسمش چون حافظ در جواب نییتم اینو برام نشون داد : نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
۲- هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش...
گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند --------- وقتی کسی نیست كه به اون فكر كني
به اسمان بيانديش چون در اسمان كسي هست كه به تو فكر مي كند
---------- دوستای خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمیبینیشون بازم خیالت راحته که سر جاشون هستن
۳- اگر صداقت چشم های تو نبود هیچ گاه توان گشودن دریچه های رو به آفتاب را پیدا نمی کردم چه کولاکی.
۴- من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را نگیر از من که با ان عالمی دارم اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آنست که نامت رانهانی زیر لب دارم
۵- اگر تمام مردم دنيا بزرگترين غمشون را در دست بگيرند و در صفي بايستند تا يك قاضي حكم كند غم چه كسي از همه بزرگتره هر كسي با نيم نگاهي به بغل دستي خود غمش را در جيب مي گذارد...
۶- دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
۷- دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
۸-می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
۹-چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
۱۰-شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
۱۱-به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
۱۲-معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم
۱۳-به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است
۱۴-یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!
۱۵-اشک من
اشک من غلتید از چشمانم
جاری شد و بر خاک لغزید.....
زمین آن را بلعید و در جان گلی دمید....
گل به زندگی سلام کرد
و سلام گل به خداوند رسید
خداوند باران مهرش را بر سر من بارید
و باران مرا خیس کرد
تا بگوید اشک تو چقدر قدرت دارد
و قدرت تو در مقابل قدرت خداوند ناچیز است
بقیه در ادامه مطلب.
اگه کس دیگه ای مطلب عاشقانه داره تو قسمت نظرات بگذاره تا به بقیه اضافه کنم.
ادامه مطلب + نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 20:25 توسط امیرحسین
|
بهترین متن ها برای کارت تبریک عید نوروز و متن تبریک سال نو ( عشقولانه )
نميدانم آفتاب دلها كي خواهد دميد و سكوت زبانها كي شكسته خواهد شد
نميدانم چرا ياد نگرفتيم تا خالصانه دستان يكديگر را بفشاريم
ما براي يكديگر از محبت عشق وفاداري حرفي نداريم
چرا احساسات يكديگر را ناديده ميگيريم
چرا ياد نگرفتيم همانند شقايق باشيم
و براي هم زلال و آبي بمانيم
چرا بايد با خاطرات يكديگر زندگي كنيم
نميدانم شايد از هم خيلي دوريم شايد خود را همانند برگ در تند باد زندگي رها كرده ايم
اي كاش فقط لحظه اي براي يكديگر زندگي مي كرديم
آنوقت... نميدانم
شب
باز هم شب فرا رسيد ديگر سپيده اميد قلبم نخواهد دميد ولي تاريكي قلبم را دوست دارم. شايد ديگر بايد به اين ظلمت عادت كنم چرا كه ديگر هيچ نوري روشني بخش آن نخواهد بود
اگر ميدا نستيم شادي ها زودگذرند به ان دل نميبستيم بايد هميشه با هم غربيه باشيم
و به تاريكي قلبمان انس بگيريم آري رسم محبت وفاداري اينست
غريبه
دلم دريايي بي انتهاست وسيراب شده از درياي وجودم من آشناي كوچه هاي تاريك غربت و انيس تنهاييم
اي كاش آيينه بوديم تا از حقيقت دور نميمانديم و مثل دريا آبي و پاك باقي ميمانديم اما افسوس
ما همان سرابيم دست نيافتني
اي خداي مهربانم ناله اي دردناك در سينه دارم من حتي در خانه دل نيز غريبه ام
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 12:32 توسط امیرحسین
|
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 15:4 توسط امیرحسین
|
در گذشته پنداشته میشد که واژهٔ عشق ریشهٔ عربی دارد. ولی عربی و عبری هر دو از خانوادهٔ زبانهای سامیاند، و واژههای ریشهدار سامی هماره در هر دو زبان عربی و عبری با معنیهای همانند برگرفته میشوند. و شگفت است که واژهٔ «عشق» همتای عبری ندارد و واژهای که در عبری برای عشق به کار میرود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) خویشاوندی دارد. ولی دیدگاه جدید پژوهشگران این است که واژهٔ «عشق» از iška اوستایی[۲] به معنی خواست، خواهش، گرایش ریشه میگیرد که آن نیز با واژهٔ اوستایی iš به معنی «خواستن، گراییدن، آرزو کردن، جستوجو کردن» پیوند دارد. همچنین، به گواهی شادروان فرهوشی، این واژه در فارسی میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، گرایش، دارایی و توانگری، خواسته و داراک باز ماندهاست. خود واژههای اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهٔ هند و اروپایی(زبان آریاییان) نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن میآید که ریخت نامی آن aisskā به چم خواست، گرایش، جستوجو است. گذشته از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز برگرفتههایی از واژهٔ هند و اروپایی نخستین ais بازماندهاست.[۲] در عربی امروز نیز واژهٔ عشق کاربرد بسیاری ندارد و بیشتر حَبَّ (habba) و برگرفتههای آن به کار میروند مانند: حب، حبیب، حبیبه، محبوب و دیگرها. فردوسی نیز که برای پاسداری از زبان فارسی از به کار بردن واژههای عربی آگاهانه و کوشمندانه خودداری میکند ولی واژهٔ عشق را به آسانی و باانگیزه به کار میبرد و با آن که آزادی سرایش به او توانایی میدهد که واژهٔ دیگری را جایگزین عشق کند، واژهٔ حُب را به کار نمیبرد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 15:2 توسط امیرحسین
|
تا كدوم ستاره دنبال تو باشم تا كجا بی خبر از حال تو باشم مگه میشه از تو دل برید و دل كند بگو می خوام تا ابد مال تو باشم از كسی نیس كه نشونی تو نگیرم به تو روزی میرسم من كه بمیرم هنوزم جای دو دستات خالی مونده تا قیامت توی دستای حقیرم خاك هر جاده نشسته روی دوشم كی میاد روزی كه با تو روبرو شم من كه از اول قصه گفته بودم غیر تو با سایه م نمی جوشم
عاشقى را شرط اول ناله و فریاد نیست تا کسى از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقى کار هر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 14:47 توسط امیرحسین
|
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم شیشه قلبم اونقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری میشکند میخواهم فریاد بزنم اما واژه ای نمیابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم قریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام دلم به درد میاید وقتی سرنوشت را به نظاره مینشینم کاش میشد سرنوشت را با آن روزهای خوب عجین کرد بغض گلویم را میفشارد نفرین به بودن وقتی با درد همراهست ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند
صدای خیس بارون را میشنوی؟آسمون دلش گرفته....آسمون داره اشک میریزه....دل خیس آسمون داره داد میزنه کجایی پس؟انگار آسمون هم انتظار میکشه....آسمون داره گریه میکنه....درست مثل من.....من از شادی اشک میریزم اون از غصه....آخه من تو را دارم و اون نداره
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 9:5 توسط امیرحسین
|
و من برگ بودم كه توفان گرفت و ديدم كه اين قصه پايان گرفت بهار تو آمد به ديدار من و آخر مرا از زمستان گرفت كوير تنت را به باران زدند تن آسمان از عطش جان گرفت تو مي رفتي و چشم من چشمه بود و من خيس بودم كه باران گرفت عجب بارشي بود بر جان من كه چون رودي از عشق جريان گرفت هواي تو بود و خيال تو بود كه دست مرا در خيابان گرفت حقيقت همين است اي نازنين كه چشمت غزل داد و ايمان گرفت تو و كوچه و آن زمستان سرد و من برگ بودم كه توفان گرفت
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 14:40 توسط امیرحسین
|
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم تو یک فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده میشم منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما منو ببخش من نمیخوام تو رو به ماه نشون بدم نشونیتو نه به شب و نه دست آسمون بدم منو ببخش اگه میخوام تو رو فقط واسه خودم ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 20:43 توسط امیرحسین
|
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم تو یک فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده میشم منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما منو ببخش من نمیخوام تو رو به ماه نشون بدم نشونیتو نه به شب و نه دست آسمون بدم منو ببخش اگه میخوام تو رو فقط واسه خودم ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:4 توسط امیرحسین
|