سلام عزیزان می گویند: تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز می کشم ناز یکی تا به همه نازکنم آره دیگه ناز کشی راه و رسمی داره که هر کسی لطف انجامش رو نداره .......
کار سختیه باورش مخصوصا تو این دورو زمونه! ولی خوب واقعیت داره! منم دیوونه نیستم، اگه دروغ بود برای یه شرکت خارجی تبلیغ نمی کردم.
موبایل رایگان
همینطور هست من هم باور نکردم خوندم و عضو شدم حالا برای دوستم اومد به خاطر همین چرا خودمون امتحان نکنیم وقتی نه پولی باید داد و نه ضرری داشته باشه فقط اینه که ما برای اون شرکت تبلیغ می کنیم و در عوض اون به ما هدیه میده.. مدت اومدن گوشی حدود 3 هفته هست گوشی که اون انتخاب کرده بود ایفون 16 گیگ بود ثبت نام برای دریافت موبایل؛گیم،تلوزیون و .... هم هست دروغ نیست واقعیت داره عضویتش هم رایگانه به نظر من که هیچ ضرری نداره
کردان جهانی شد???خيلي جالبه در واقع باورتون نميشه ( مطالب جالب )
هرچند دانشگاه آکسفورد اتهام! دادن مدرک دکترا به کردان را تکذیب کرد، واژه “کردان” به دیکشنری آکسفورد راه پیدا کرد! كردان جهاني شد و تاريخي و تا هميشه در تاريخ خواهد ماند چرا؟ چون نامش به عنوان فعل در ديكشنري هاي مهم جهان وارد شده منظور واژه نوين “كردانايز“ است كه معاني زير را دارا مي باشد: به معني اخذ مدرك دكترا بدون داشتن مدرك ليسانس به معني فريفتن ديگران بوسيله يك دروغ بزرگ به معني دستيابي به يك شغل مهم مانند وزارت بوسيله جعل مدرك و غيره،باور نمیکنید؟ خودتان ملاحظه بفرماييد:
Kordanize /‘kərdənaiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized 1 To get Ph.D without having B.Sc. 2 To deceive a nation by telling them a big lie 3 To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents. 4 to try to bribe someone in order to change his mind kordankordanificationkordanophobiakordanismkordanickordanicly
1 In this country Ph.D is just a piece of worthless paper.If i were you i would kordanize. 2 He must be sentenced to prison after he kordanized the whole country but as he was backed by the president he could scape the justice. 3 Kordanizing proves to be the best way of becoming a minister in an eastern country. 4 Although he tried to kordanize the Parliament members but finally they voted to sack the Minister for lying about his fake degree from Oxford University.
a word which DesoliDs created and put on urban dictionary and some illiterate people said that oxford dictionary has put this word on the net maybe not knowing that urban dictionary and oxford dictionaries are different. I first heard that word in the university
داستان بر می گردد به زمان رضا شاه و ماجرای کشف حجاب. یکی از این خانمهای شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می آمدباغبان را صدا می کرد: بابا کرم چطوری؟این باغبان به تدریج عاشق این خانم می شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگسفر میکند، بابا کرم از عشق او می میرد.... همین می شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شكل میگیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده در واقعبابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی کهبخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست میدهد .این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهایفلوکلور ایرانی به حساب می آید.رقص بابا کرم بازمانده از دهه ۱۳۲۰ و ازرقصهای به اصطلاح کوچه بازاری و تخته حوضی است که بسیار مورد محبوبیتقرار گرفتهاست.در میان رقص های فلوکلور ایرانی، رقص " باباکرم " ازرقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد ومنحصرا توسط مردان اجرا میشود.
برچسبها: رقص بابا کرم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:40 توسط امیرحسین
|
فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد : خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر.مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد . مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای من را در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... ! روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافرِ است که غذا براش می آورد.
از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!!
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 11:36 توسط امیرحسین
|
گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری (احتمالا عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول میگذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ... شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.
شاعر سرود :
سال ها بود تو را می کردم همه شب تا به سحرگاه دعا
یاد داری که به من می دادی درس آزادگی و مهر و وفا
همه کردند چرا ما نکنیم وصف روی گل زیبای تو را
تا ته دسته فرو خواهم کرد خنجر خود به گلوگاه نگاه
تو اگر خم نشوی تو نرود قد رعنای تو از این درگاه
مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش
یاد داری که تو را شب به سحر میکردم صد دعا از دل مجروح پریشان احوال
وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست کاکل مشک فشان با وزش باد شمال
عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال