آقای همدانی یه شاعریاشایدم یه فلسفه دان ایرانی یاعرب یاهرچی دیگه که اصلامهم نیست این آقای محترم چیکاره بوده چون امام علی علیه السلام می فرمایند:نبین کی میگه ببین چی میگه.خلاصه اش این آقای همدانی میگه:
روح وعشق هردودریک زمان موجودشدند,
روح راباعشق آمیزشی پدیدآمد
و
عشق رابااوآویزشی.
چون روح به خاصیت درعشق آویخت,
عشق ازلطافت بدوآمیخت.
چون تابش جهان معشوق پدیدآمد,
عشق بااودرگفت وشنودآمد.
؟؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 16:0 توسط امیرحسین
|
سید افشین قطبی فرزند سید محمد قطبی در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوریه 1964)٬ در شیراز به دنیا آمد. قطبی تا سال 1357 در ایران زندگی میکرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در باشگاههای آلیتالیا٬ آتوباهن٬ ولی ایگلز و فلایرز آمریکا بازی کرده و بعد از آن تا سال 1376 در دانشگاه لس آنجلس بازیکن بوده و صاحب مدرک مربیگری حرفهای A شده است. او از (UCLA دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس) درجه مهندسی برق گرفته است.
نام كامل : ROWAN SEBASTIAN ATKINSON تاریخ تولد : 6 ژانویه 1955 محل تولد : نیوكاسل انگلیس شغل : بازیگر، كمدین، نویسنده تحصیلات : مهندسی الكترونیك از دانشگاه نیوكاسل و آكسفورد علت شهرت : ایفای نقش در شخصیت MR.BEAN قد : 183 سانتی متر پدر : ERIC ATKINSON شغل پدر : كشاورز مادر : ELLA MAY ATKINSON برادرها : RYBERT & RODNEY همسر : SUENTRA SASTRY شغل همسر : آرایشگر و گریمور تاریخ ازدواج : 1990 نام پسر : BENJAMIN نام دختر : LILY
بیوگرافی :
"روان سباستین آتكینسون" معروف به "مستربین" كمدین معروفی كه سالهاست خنده را بر لبان مردم دنیا مینشاند، در 6 ژانویه 1955 در "نیوكاسل" انگلیس در منطقه "تینه" متولد شد. پدرش "اریك آتكینسون" و مادرش "الا می" نام داشت. او دو برادر بزرگتر به نامهای "روبرت" و "رودنی" دارد. پدرش یك مزرعهدار ساده بود. "روان" بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه "نیوكاسل" در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد. مدتی بعد دانشگاهش را به "آكسفورد" منتقل كرد و تحصیلاتش را در همان رشته در دانشگاه آكسفورد به پایان رساند.
۱-امیرحسین : میدونم همه اینو شنیدن ولی دوست دارم براتون بنویسمش چون حافظ در جواب نییتم اینو برام نشون داد : نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
۲- هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش...
گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند --------- وقتی کسی نیست كه به اون فكر كني
به اسمان بيانديش چون در اسمان كسي هست كه به تو فكر مي كند
---------- دوستای خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمیبینیشون بازم خیالت راحته که سر جاشون هستن
۳- اگر صداقت چشم های تو نبود هیچ گاه توان گشودن دریچه های رو به آفتاب را پیدا نمی کردم چه کولاکی.
۴- من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را نگیر از من که با ان عالمی دارم اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آنست که نامت رانهانی زیر لب دارم
۵- اگر تمام مردم دنيا بزرگترين غمشون را در دست بگيرند و در صفي بايستند تا يك قاضي حكم كند غم چه كسي از همه بزرگتره هر كسي با نيم نگاهي به بغل دستي خود غمش را در جيب مي گذارد...
۶- دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
۷- دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
۸-می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
۹-چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
۱۰-شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
۱۱-به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد
۱۲-معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم
۱۳-به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است
۱۴-یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!
۱۵-اشک من
اشک من غلتید از چشمانم
جاری شد و بر خاک لغزید.....
زمین آن را بلعید و در جان گلی دمید....
گل به زندگی سلام کرد
و سلام گل به خداوند رسید
خداوند باران مهرش را بر سر من بارید
و باران مرا خیس کرد
تا بگوید اشک تو چقدر قدرت دارد
و قدرت تو در مقابل قدرت خداوند ناچیز است
بقیه در ادامه مطلب.
اگه کس دیگه ای مطلب عاشقانه داره تو قسمت نظرات بگذاره تا به بقیه اضافه کنم.
ادامه مطلب + نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 20:25 توسط امیرحسین
|
عید نوروز چگونه شکل گرفت ( )
انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
جشن نوروز
جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.
پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.
میر نوروزی
از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.
از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».
+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 0:32 توسط امیرحسین
|
بهترین متن ها برای کارت تبریک عید نوروز و متن تبریک سال نو ( عشقولانه )